رد کردن لینک ها

درون گرا یا برون گرا

شما کدام یک را ترجیح می دهید؟ تبادل با سایر اشخاص یا با خود بودن؟

در کنار دیگران بودن یا با خود و به تنهایی وقت صرف کردن؟ آیا ابتدا عمل می کنید و بعد اندیشه یا قبل از این که دست به کاری بزنید درباره آن خوب فکر می کنید؟

آیا تا به حال از خود سوال کرده اید که زمانی که با دیگران هستید انرژی بیشتری دارید و یا وقتی در تنهایی به سر می برید؟

حتما شما هم کودکانی را دیده اید که علاوه بر آن که دوستان متعددی دارند با سایر کودکان نیز درگیر فعالیت های اجتماعی می شوند بازی می کنند، می دوند، می خندند و … اما در مقابل کودکانی دیده می شوند که یکی دو دوست بیشتر ندارند ولی تا مدت های طولانی به دوستیشان با آن ها ادامه می دهند.

پاسخ های شما به سوالات بالا نشان درون گرا و یا برون گرا بودن شما می باشد. تفاوت اصلی انسان برون گرا و درون گرا در این است که فرد برون گرا انرژی خود را از با دیگران بودن کسب می کند در حالی که شخص درون گرا زمانی که تنها باشد انرژی می گیرد به این نکته باید توجه داشت که همه انسان ها در زمان هایی خاص می توانند برون گرا و یا درون گرا باشند تنها نقطه تمایز این است که تمایل به یک طرف بیش تر است و از این جهت آن ها را درون گرا و یا برون گرا می نامیم.

برون گراها (دیگران محور) هستند به این معنی که با سایرین تبادل بیشتری برقرار می کنند به سراغ آن ها می روند و دوستان و معاشران فراوانی دارند.

درون گراها (خودمحور) هستند نه به این معنی که خودخواهند بلکه آن ها بیشتر به خودشان

متکی می باشند آن ها به درون خود توجه می کنند زیرا ترجیح می دهند از تجربیات و دانسته های خود بهره بگیرند و مثل این است که است که می خواهند در کاری که به آن علاقه دارند غرق شوند فردی را در نظر بگیرید که ساعت ها می تواند پشت کامپیوتر بنشیند و با آن وقت بگذراند (مثل برنامه نویسی) بدون این که خسته شود.

برون گراها چون تحت تاثیر حوادث بیرونی بی شماری هستند نمی توانند بر رروی یک مطلب خاص متمرکز شوند.

اگر دقت کنید برون گراها معمولاً در اتاقشان را باز نگه می دارند زیرا مایلند بدانند در اطراف آن ها چه می گذرد اما درون گراها ترجیح می دهند در اتاق بسته باشد تا تمرکز بیشتری داشته باشند. در حقیقت آن ها به تبادل های کمتری نیاز دارند زیرا بیشتر در خود تعمق می کنند و به فکر فرو می روند.

فعالیت هایی که به برون گراها انرژی می دهد تاثیر عکس و محالف بر روی درون گراها دارد و این موجب تعجب یک فرد درون گرا می شود که چطور یک فرد می تواند تا این اندازه در کنار دیگران اوقات خود را سپری کند.

و فرد برون گرا نیز مایل است که دوست، همکار، همسر و یا فرزند درون گرای خود را به فعالیت هایی که از آن دوری می کند تشویق نماید.

 width=

تصور کنید که در پیدا کردن مسیر خود دچار مشکل شده اید اگر شما فرد برون گرایی باشید خیلی زود به فردی، عابری و یا مغازه ای مراجعه می کنید و در مورد پیدا کردن راه کمک می خواهید ولی یک فرد درون گرا ترجیح می دهد خودش راه و آدرسش را پیدا کند.

در مورد یادگیری نیز این تفاوت به چشم می خورد فرد برون گرا ترجیح می دهد از هر کاری

علم و اطلاع داشته باشد و اگر دقت کنید آن ها معمولاً در هر زمینه ای اطلاعات دارند برخلاف آن ها درون گراها می خواهند به عمق مسائل و موضوعات پی ببرند آن ها ترجیح می دهند به یک یا د و موضوع بپردازند و در آن متبحر شوند.

همان طور که گفتیم به دلیل این که برون گراها نمی توانند تنها روی یک مسئله تمرکز کنند به موضوعات متفاوت و مختلف می پردازند و به همین علت اطلاعات آن ها کم عمق و سطحی می باشد. و درون گراها به دلیل پرداختن و توجه به موضوعات محدود اطلاعات عمیقی به دست می آورند.

اگر شما یک پیشنهاد به فرد برون گرا بدهید بی درنگ تصمیم می گیرد و دست به کار می شود و به سرعت از یک کار به کار بعدی می رود. آن ها تحت تاثیر عمل می باشند اما درون گراها باید در مورد پیشنهادی که شما داده اید فکر کنند تامل کنند و زمانی که کار را شروع می کنند بعد از مرحله کار باید آن را ارزیابی کنند.

فرد برون گرا با صدای بلند فکر می کند و کافی است شما به او گوش فرا دهید تا بدانید او به چه چیزی فکر می کند ولی اگر بخواهید بدانید یک شخص درون گرا به چه فکر می کند باید از او سوال کنید. جلسه ای را در نظر بگیرید که چندین نفر برون گرا تمام اوقات جلسه را به خود اختصاص داده اند چنان چه مایلید از افکار فرد درون گرا آگاه شوید باید از او بخواهید که نظرش را بگوید و او حرفش را در ذهنش ویرایش کرده و محصول تمام شده کامل را به شما ارائه می دهد.

شاید به دلیل این تفاوت است که برون گراها تصور می کنند که درون گراها انسان های پررمز و رازی هستند و کمتر حرفشان را با دیگران در میان می گذارند و شناختن آن ها دشوار است ولی واقعیت این نیست آنها (درون گرا) خلوت خود را دوست دارند و فقط به دوستان نزدیک خود اجازه می دهند که آن ها را به خوبی بشناسند و به طور کلی درون گراها در مقایسه با برون گراها انتخابی تر عمل می کنند اگر بخواهید که ارتباط خوبی با یک فرد برون گرا تجربه کنید به او اجازه دهید که حرف بزند و ارتباط کلامی داشته باشد به گفتگو با او ادامه دهید هم چنین انتظار اقدام فوری داشته باشید و اگر طرف مقابل شما یک فرد درون گرا می باشد از او سوال کنید و به دقت گوش فرا دهید هر زمان درباره یک موضوع صحبت کنید و به او فرصت کافی برای فکر کردن بدهید یادتان باشد که جملات آن ها را تمام نکنید.

*آن چه برون گراها در مورد درون گراها می گویند*

تودار هستند، حرفی را بروز نمی دهند، غیردوستانه می باشند و به لحاظ اجتماعی با مشکلاتی روبه رو هستند.

* تصور یک فرد درون گرا از یک فرد برون گرا*

خیلی صحبت می کند، دخالت می کند، سطحی هست، رئیس مآبانه رفتار می کند.

کلام آخر

چه خوب است که از تفاوت های یکدیگر آگاه باشیم تا بتوانیم ارتباط بهتری با اطرافیان خود داشته باشیم.

 

 

 

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه