تغییر در تحلیل رفتار متقابل
تغییر در تحلیل رفتار متقابل
* تغییر را از خود شروع کنیم
تا کسی خواهان تغییر نباشد ما نمیتوانیم به زور او را تغییر دهیم. امکان دارد بتوانیم اندکی نفوذ در دیگران داشته باشیم شاید بتوانیم با خواهش و یا حتی ریشخند تغییر کوچکی را در دیگران ایجاد کنیم ولی حقیقت این است که ما فقط میتوانیم خودمان را تغییر بدهیم و امیدوار باشیم که تغییر ما در دیگران اثر کند.
* چه زمانی تغییر رخ میدهد؟
مهمترین عاملی که موجب تمایل ما به تغییر میشود «رنج» است. وقتی مدت زیادی در رنج باشیم وقتی سالها از یک راه رفته ایم و سودی نصیبمان نشده به این نتیجه میرسیم که دیگر بس است میخواهم تغییر کنم. یکی دیگر از عواملی که موجب تغییر میشود «به ستوه آمدن» و «بیزاری» است زمانی که به این جمله میرسیم ، خب که چی آن زمان خواهان این هستیم که زندگی باید چیزی بیش از این باید . عامل دیگر برای تغییر «آگاهی فکری» است.
مطالعه و کسب دانش باعث تقویت تفکر «من میتوانم» میشود و این خود موجب تغییر میشود.
* چرا خواهان تغییر هستیم؟
نکته مهمی که در تغییر باید به آن توجه کرد این است که آیا من میخواهم برای خودم تغییر کنم یا برای دیگران؟ آیا با این تغییر کردن قصد ثابت کردن چیزی را به اطرافیان دارم یا خیر؟
معمولاً در سنین بلوغ و کمی بعد از آن با این موارد روبه رو میشویم. نوجوانی که صرفاً برای مخالفت با والدین خود خواهان تغییری میباشد. ظاهراً به نظر میرسد که تغییر کردهاند اما تحت سلطه برنامه ای هستند آنان فقط مخالف خوانی میکنند و یا مرجعی را که به آن وفادار بودهاند تغییر میدهند و همان سازش پذیری کورکورانه ای را دارند که زمانی از «والد» داشتند و این نمیتواند تغییر باشد.
* در نظر گرفتن پاداش برای «کودک»
اگر خواهان تغییر هستید بهتر است برای کودک خود پاداشی در نظر بگیرید زیرا همان طور که میدانیم این «کودک» بوده است که در سالهای اولیه زندگی با اتخاذ تصمیمهایی حفظ امنیت را همراه با نوازش برای ما تضمین کرده است. بنابراین در هنگام تغییر باید از خود سوال کنیم که آیا با انجام این تغییر احساس بهتری خواهم داشت؟ (کودک) آیا این همان تغییری است که میتواند زندگی من را بهتر کند؟ زمانی که «کودک» ما دریابد که پاداش برای او در راه است خیلی زود میتواند عادات گذشتهاش را تغییر دهد و راه جدیدی را پذیرا باشد. با دریافت پاداش و تکرار آن انگیزه لازم برای تغییر عادتها ایجاد میشود.
* عادت
به محض وقوع تغییر مقاومت در ما ایجاد میشود. زیرا لازمه تغییر صرف انرژی است. بدن ما از عادتها به عنوان وسیله ای برای صرفه جویی در انرژی استفاده میکند و ما نیز کارهایی را انجام میدهیم که برحسب عادت است. عادتها چه خوب باشد چه بد خود به خود عمل میکنند و درمدارهای اصلی مغز ضبط شدهاند و رفتاری را ایجاد میکنند که کمترین مقاومت را در بر دارد پس بهتر است که ما نیروی خود را «آگاهانه» و مکرر در مسیرهای جدید به کار اندازیم و بعد از مدتی خواهیم دید که مغز با ایجاد مسیرهای عصبی جدید به تغییر ما کمک میکند.
* برای تغییر به انرژی نیاز داریم
زمانی که قصد ترک عادتهای قدیمی را داریم ومی خواهیم عادت جدیدی را جایگزین کنیم اغلب انرژی خود را با حاشیه رفتن ، دلیل تراشی و تعلل هدر میدهیم. در حالی که تغییر نیاز به انرژی دارد. برای تصمیم گیریهای مهم زندگی عجول نباشیم. تغییرات را پیش بینی کنیم و در مورد آنها برنامه ریزی داشته باشیم و از ایجاد تغییرات همزمان پرهیز کنیم.
* انرژی را از کجا به دست آوریم
انرژی لازمه برای تغییر از نوازشها سرچشمه میگیرند همه نوازشهایی که از اطرافیان به ما میرسد. ما به تنهایی نمیتوانیم تغییر کنیم برای تغییر کردن به کمک دیگران نیاز داریم به عنوان مثال در نظر بگیرید چنانچه اقدامی برای تغییر در وزن داشته باشیم دوستان و اطرافیان میتوانند عامل بازدارنده ما از خوردن غذاهای پرکالری در مهمانی و یا رستوران باشند.
* جدول تغییر درست کنیم
انتظار به جایی نیست که بخواهیم یکباره و در طول مدت زمان کوتاهی تمام عادات خود را تغییر دهیم. تغییرات کوچک و تدریجی و مداوم بهتر و مطمئنتر است. به این منظور میتوانیم جدولی درست کنیم که چهار قسمت داشته باشد.
- تغییری که میخواهم
- تا چه حد میخواهم پیش بروم
- سود و زیان
- چه باید انجام دهم که متفاوت باشد.
مثلاً من میخواهم ارتباطم با اطرافیانم بهتر شود این را در ستون اول مینویسم در ستون دوم اضافه میکنم ، در گردهماییها و مهمانی ها شرکت میکنم و در ستون سوم سود آن که میتواند دریافت نوازش ، غلبه بر تنهایی ، احساس شادی ، دوست یابی و … و زیان آن می تواند از دست دادن هزینه و زمان و … را مینویسم و در آخر در ستون چهارم کارهایی را که میتوانم انجام دهم را مینویسم مثلاً در ارتباطات از اسم کوچک افراد استفاده میکنم و یا بلندتر صحبت میکنم و در نظرخواهیها شرکت میکنم نیرو و انرژی بیشتری برای این کار صرف میکنم و در عوض انرژی هم دریافت میکنم زیرا دیگران هم برای ارتباط با من اشتیاق بیشتری خواهند داشت.
* سود و زیان تغییرات
هر نوع تغییری هم سود دارد و هم زیان و ا گر ما زیان تغییرات را در نظر نگیریم و یکباره با آنها روبه رو شویم امکان دارد به این نتیجه برسیم که تصمیم ما از ابتدا اشتباه بوده است. در ابتدای هر تصمیم برای تغییر ممکن است ما حمایتهای اطرافیان را از دست بدهیم و یا با گوشه و کنایه دیگران روبه رو شویم تغییرات ما میتواند مخل آرامش دیگران باشد اما این نباید باعث نگرانی ما شود ما میتوانیم قصد و نیت خود را با کسانی که برایمان مهم هستند در میان بگذاریم که مبادا تغییر کردن ما موجب شود آنها در فشار قرار گیرند. از طرفی تغییرات ما زمینه را برای افزایش تعداد کسانی که در جستجوی حمایت آنها هستیم آماده میکند به عبارتی دیگر فقط به دوستی یک یا دو نفر اتکا نمیکنیم بلکه بر تعداد دوستان خود میافزائیم و منابع نوازش خود را وسعت می دهیم.
* تغییرات خود را ثبت کنید
چنانچه تغییری برای شما رخ میدهد آن را برای خودتان ثبت کنید این روش باعث شادمانی «کودک» میشود و هم چنین نشانگر این است که مقاومت شکسته شده پس میتوانیم باز هم تغییر ایجاد کنیم.
* برای تغییر به یک طرح یا یک نقشه اکتفا نکنید
در زمان وقوع تغییر عوامل مخالف بر سر راه ما سبز میشوند و میخواهند مانع تغییر شوند اگر چند طرح یا نقشه برای تغییر داشته با شید با اولین مخالفت از راه به در نمیشوید اگر یکی از آنها موثر نبود آن را رها میکنیم و نقشه دیگر را به کار میگیریم. انعطاف باید داشته باشیم و اجازه ندهیم شکست باعث نابودی اعتماد به نفس ما شود. دوباره و دوباره آغاز کردن زیرا نه به یک شانس بلکه صدها شانس داریم (امرسون)
* برای تغییر نیاز به جادوی جادوگر ندارید.
فقط باید اقدام کنیم و تنها در مواردی که لازم است از کمکهای یک متخصص بهره گیریم البته این به آن معنا نیست که ما همه چیز را رها کنیم و منتظر معجزه باشیم و اگر پیشنهادهای فرد مشاور زود به نتیجه نرسد به او برچسبی بزنیم و سراغ متخصص دیگری برویم ما خود مسئولیت را به عهده میگیریم و فقط از او کمک میخواهیم. و به گفته کانی دروئری «تحلیل رفتار متقابل هیچ کاری نمیکند این شما هستید که آن کار را میکنید.»
«برگرفته از کتاب ماندن در وضعیت آخر»







