رد کردن لینک ها

تمایزیافتگی و راه‌های افزایش آن

Little girl enjoying with father
Little girl enjoying with father

مقدمه

تمایزیافتگی مهم‌ترین نظریه سیستم‌های خانواده است و بیانگر میزان توانایی فرد در تفکیک فرایندهای عقلانی و احساسی از یکدیگر است. تمایزیافتگی را در دو سطح می‌توان بررسی کرد:

  1. به عنوان فرایندی که در درون فرد رخ می‌دهد
  2. به عنوان فرایندی که در روابط بین افراد رخ می‌دهد

۱. در سطح درون فردی: تمایز نایافتگی یا هم‌آمیختگی. زمانی رخ می‌دهد که اشخاص احساسات خود را از تفکرشان تفکیک نمی‌کنند و به جای آن در احساسات غرق می‌شوند.

۲. در سطح بین شخصی: شخص تمایز نایافته تمایل دارد یا به صورت کامل جذب احساسات دیگران شود و با جو عاطفی محیط حرکت کند و یا بر عکس علیه دیگران واکنش نشان دهد.

راه‌های افزایش تمایزیافتگی

۱. تفکیک فرایندهای عقلانی و احساسی. البته این بدان معنی نیست که اظهارات عاطفی متوقف شود. بلکه منظور این است که افراد نباید تحت تأثیر احساساتی قرار بگیرند که به درستی درکشان نمی‌کنند. یعنی برقرار نمودن تعادل میان احساسات و شناخت. یعنی برخورداری شخص از هر دو حس (تعلق به خانواده و تمایزیافتگی)

۲. فرد برای رسیدن به سطح تمایزیافتگی نیازمند آن است که از وابستگی‌های عاطفی حل نشده خانواده اصلی‌اش رهایی یابد. بدین معنی که شخص تعریفی نیرومند از خود داشته باشد. (این عقاید من است… این من هستم… این کاری است که می‌خواهم انجام دهم، نه آن…). و اگر این چنین نباشد در اصل افرادی هستند که زندگی‌شان به وسیله احساسات اطرافیان اداره می‌شود، در نتیجه به آسانی در شرایط استرس‌زا دچار اختلال و اضطراب می‌شوند.

۳. افراد باید به خود واقعی برسند، چراکه افراد تمایز نایافته یک خود کاذب از خود به نمایش می‌گذارند که ممکن است به اشتباه خود واقعی تصور شود درحالی‌که این خود چیزی نیست مگر عقاید و ارزش‌های متعلق به دیگران.

۴. افراد باید سعی کنند به جای مثلث خانوادگی (در خلال دوره‌های مختلف زندگی خانواده زمانی که سطح اضطراب پایین و شرایط بیرونی آرام است) سیستم دونفره یا واحد دوتایی را تجربه کنند (برای رسیدن به تبادل متقابل و آسوده احساسات).

۵. تمایزیافتگی را با گریز عاطفی نباید اشتباه کرد، چراکه گاهی اوقات ما شاهد فاصله گرفتن فرد از خانواده اصلی می‌باشیم و فرد با این روش می‌خواهد به هویتی مستقل برسد در حالی که این اجتناب یا دوری چیزی جز گریز عاطفی نیست (طبق نظریه) در واقع تمایزیافتگی افراد به میزان فاصله فیزیکی آن‌ها از خانواده اصلی بستگی ندارد ممکن است فردی در کنار خانواده باشد ولی به سطوح بالایی از تمایزیافتگی دست یابد. آن‌ها افرادی بالغ‌اند این افراد می‌توانند بنا به میل خودشان فکر یا احساسشان را در تصمیم‌گیری‌ها دخالت دهند.

۶. یاد بگیریم که به طور افراطی از دیگران حمایت نکنیم یاد بگیریم از تلاش زیادی برای خوشحال کردن دیگران بپرهیزیم. پیوسته بدانیم که اگر ما همه انرژی‌مان را صرف دیگران و حصول امنیت دیگران بکنیم. برای اهداف شخصی خودمان انرژی نخواهیم داشت سعی کنیم برای کسب تائید از دیگران رفتارهای کنترل شده و هدف‌دار نداشته باشیم. در چنین حالی که صمیمیت دوستی‌های نزدیک‌ را تجربه می‌کنیم مرز‌ها و حریم‌های شخصی سالمی را در روابط برقرار کنیم. افکار و نظریات بی‌اهمیت را کنار بگذارد فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خودتان آشکار کنید وقتی در ارتباط خودتان با دیگران مطیع و سلطه ‌پذیر نباشد آن زمان به خود و نظریاتتان اعتماد و اطمینان پیدا می‌کنید و در آخر فرد می‌تواند به خانواده اصلی بازگردد و دیدارهای مکرر با والدین خود داشته باشد برقراری مجدد تماس با خانواده‌های اصلی گام مهمی برای کاهش اضطراب باقی‌مانده می‌باشد.

 

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه