تنهایی
تنهایی و تنها بودن دو واژه متفاوت است ولی در عین حال با هم مرتبط اند.
گاهی اوقات ما از تنها بودن خود لذت میبریم و گاهی نیز امکان د ارد با وجود حضور دیگران احساس تنهایی کنیم.
غلبه بر احساس تنهایی بدون تماس با دیگران کاری بسیار دشوار است. افرادی که غالباً فرصت های اجتماعی را از دست میدهند دچار احساس تنهایی میشوند هرچند تماس های اجتماعی بیشتر باشد احتمال تنهایی کمتر میشود.
برای همه ما اتفاق افتاده که ترجیح میدهیم ساعاتی از زندگی را تنها باشیم و گاهی اوقات میخواهیم ساعات را فقط با فردی خاص تقسیم کنیم گاهی به طرز عجیبی احساس انزوا و جدا بودن میکنیم. زمانی که روابط ما با اطرافیان ناخوشایند باشد احساس تنهایی میکنیم. همه ما انسان ها در برهه ای از زندگی خود شدیداً احساس تنهایی کرده ایم. بنابراین از این که احساس تنهایی میکنید نترسید. تجربه تنهایی یک پدیده رایج است و انواع متفاوتی دارد. یانگ معتقد بود که طول مدت تنهایی عامل مهمی به شمار میآید و در این راستا 3 نوع تنهایی را مطرح میکرد:
- تنهایی گذرا: فرد زندگی اجتماعی خوبی دارد و عمومآً احساس رضایت میکند ولی به صورت دوره ای و کوتاه مدت و مختصر تنهایی دارد این بدور از هر گونه مشکل میباشد.
- تنهایی انتقالی: گاهی افراد به دلایل مختلف مثل مرگ عزیزان، طلاق، احساس تنهایی میکنند و این باعث میشود که فرد دچار احساس تنهایی شود. در این شرایط افراد باید سعی کنند که هرچه زودتر به شرایط قبلی خودشان برگردند.
- تنهایی مزمن: در این نوع تنهایی هیچ گونه رابطه اجتماعی راضی کننده ای وجود ندارد و امکان دارد فرد یک دوره چند ساله این تنهایی را داشته باشد.
تنهایی اجتماعی و تنهایی عاطفی نیز انواع دیگر از تنهایی میباشد فرد به دلیل ملال ، بی هدف بودن و طرد شدگی از اجتماع جدا میشود و دچار احساس تنهایی میشود.
در مورد تنهایی عاطفی فرد در اجتماع روابط اجتماعی برقرار میسازد ولی صمیمیت عاطفی ندارد دلبستگی عاطفی نزدیک و صمیمانه وجود ندارد.
چه زمانی احساس تنهایی میکنیم؟
یکی از عمده ترین دلایل تنهایی از دست دادن و فقدان میباشد. مثل مرگ، طلاق، مهاجرت، و محرومیت از برقراری ملاقات به طوری که ارتباط اجتماعی ما از بین برود.
ویژگی های شخصیتی در احساس تنهایی دخیل هستند به عنوان مثال فردی با عزت نفس پایین غالباً شکست در روابط را تجربه میکند ولی فرد با عزت نفس بالا به این موقعیت به شکل یک فرصت برای ایجاد ارتباط نگاه میکند.
ترس از موقعیت های اجتماعی نیز میتواند دلیل دیگری برای تنهایی باشد. افراد معمولاً در موقعیت های اجتماعی احساس خجولی دارند. خجولی و اضطراب میتواند انسان ها را از برقراری رابطه با دیگران بازدارد.
همچنین افکاری که در هنگام برخوردهای اجتماعی وجود دارند و باعث اختلال در روابط میشوند گاهی انسان ها به دلیل افکارشان از دیگران دوری میکنند یا احساس خوب و راحتی در آن رابطه ندارند.
و از عوامل عدم ایجاد ارتباط خوب، نداشتن مهارت اجتماعی است. که خود مهارت نیز در اثر ارتباط برقرار کردن به وجود میآید. افرادی که بیشتر صحبت میکنند تماس چشمی برقرار میسازند لبخند میزنند و حرکات مناسب تری دارند بهتر میتوانند ارتباط برقرار کنند و تنهایی را کمتر تجربه میکنند.
* اگر میخواهید احساس تنهایی نکنید*
از راه های غلبه بر احساس تنهایی، یادگیری مهارت های اجتماعی میباشد. و برای فائق آمدن بر ترس از ایجاد ارتباط میتوان بارها و بارها در موقعیت های اجتماعی مختلف قرار گرفت تا ترس زائل شود. خوب است بدانید که با افزایش سن تماس های اجتماعی نیز بیشتر میشود.
فعالیت هایی وجود دارند که میتوان ابتدا به تنهایی انجام داد ولی به مرور میتوان با دیگران ارتباط برقرار کرد که موجب کسب مهارت نیز میشود.
از جمله این فعالیت ها میتوان به پیاده روی، رفتن به کنسرت، رفتن به سخنرانی ها، رفتن به جلسات مختلف دعا، نیایش، رفتن به نمایشگاه، تماشای ویترین مغازه ها، رفتن به تئاتر، رفتن به مهمانی، یادگیری کارهای جدید و مورد علاقه اشاره کرد.
در انتها اضافه میکنم که برای از بین بردن تنهایی کافی نیست که شبکه ای از انسان ها وجود داشته باشد بلکه رابطه خاص مهم است. درمان تنهایی به نوع خاصی از روابط است با برقراری این روابط تنهایی آن چنان از بین میرود که گویی اصلاً وجود نداشته است. (آر. اس. وایس)
تنهایی از نظر یالوم (از کتاب دژخیم عشق)
تنهایی اگزیستانسیالیستی به فاصله ی بین خود و دیگران اطلاق می شود، فاصله ای که حتی در روابط بسیار عمیق هم وجود دارد. انسان نه تنها از دیگران جداست و جهان خودش را می سازد بلکه از جهان هم جداست. این نوع تنهایی با دو نوع دیگر تنهایی فرق دارد: تنهایی بین فردی و درون فردی.
انسان زمانی دچار تنهایی بین فردی می شود که مهارت اجتماعی ندارد و تنهایی درون فردی زمانی است که فرد عواطف مربوط به واقعه ای را که در گذشته اتفاق افتاده از خاطره اش جدا می کند.
یکی از تلاش های معمول برای حل مسئله تنهایی، یکی شدن با دیگری است یعنی فرد خود را در دیگری مستحیل می کند.