ناکامی و تعارض
(ناکامی ، تعارض)
در اطراف همه ما ناملایمات زیادی وجود دارد که موجب به هم ریختگی و آشفتگی و از بین رفتن نظم موجود می شود و این در حالی است که همه انسان ها نیاز به ایمنی دارند و برای رسیدن به این امنیت باید با محیطی که در آن زندگی می کنند سازگار باشند. سازگاری افراد نشان دهنده کارآمد بودن آن ها می باشد و عدم سازگاری منجر به نابودی فرد می شود. چنانچه تغییرات نظم محیط تا جایی باشد که انسان نتواند نیازهای طبیعی و منطقی خود را برآورده سازد فرد دچار ناکامی می شود.
ناکامی می تواند از یک فقدان مثل نبودن غذا برای فرد گرسنه تا از دست دادن یک عزیز باشد تفاوتی نمی کند مهم این است که فرد در رسیدن به خواسته هایش با موانعی برخورد کرده است. گاهی ارزش های اخلاقی ایجاد کننده نوعی موانع است مثل وجدان. گاهی این موانع از جانب اجتماعی که فرد در آن زندگی می کند ، می باشد مثل قوانین و مقررات اجتماعی و گاهی از اوقات با موانع طبیعی روبه رو می شویم مثل سیل، طوفان، زلزله و بعضی از موانع در خود فرد دیده می شود مثل ناتوانی در بچه دار شدن. با همه این ها نمی توان ناکامی را بر اساس مانعی که بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارد تعریف کرد زیرا ممکن است یک موقعیت برای یک فرد کاملاً مناسب باشد ولی همان موقعیت برای فرد دیگری ناکام کننده باشد.
چنانچه افراد قادر به از میان برداشتن موانع هستند می توانند آن را از سر راهشان بردارند و در غیر این صورت از کنار آن بگذرند. اما همیشه به این آسانی نیست و اغلب می بینیم که افراد در شرایطی قرار می گیرند که نه توانایی برداشتن مانع را از سر راه خود دارند و نه می توانند از آن عبور کنند.
و در حقیقت فرد قادر به تصمیم گیری نیست به این وضعیت که فرد در موقعیتی قرار می گیرد که نمی تواند یکی را انتخاب کند تعارض می گویند و ما شاهد تعارض های زیادی در زندگی روزانه افراد هستیم (بر سر دو راهی قرار گرفتن)
تداوم تعارض در زندگی فرد موجب اختلال رفتاری و بیماری های روان – تنی می شود (زخم معده) و برای اجتناب از این بیماری ها و جلوگیری از اختلال رفتاری، افراد باید از موقعیت های تعارض، و نگرانی و فشار روانی دور باشند. یکی از واکنش هایی که افراد در زمان ناکامی نشان می دهند پرخاش است یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موقعیت. طبق تحقیقات انجام شده ناکامی باعث افزایش پرخاش می شود زیرا پرخاش موجب تخلیه روانی و تسکین موقتی فرد می شود هرچند که پایان رضایت بخشی ندارد.
امکان دارد فرد به هنگام پرخاش شخص مورد نظر را (مانع) هدف قرار ندهد، تغییر مسیر دهد و فرد دیگری را هدف گیرد و یا حتی پرخاشش به خود شخص برگردد. مثل تمام افرادی که به هنگام خشم موی خود را می کنند یا خود را کتک می زنند و یا وسایل خود را می شکنند (به نوعی به خود آسیب می زنند) بعضی افراد هم با عدم حضور و سکوت خشم خود را نشان می دهند. واکنش منطقی در چنین مواقعی نگاه کردن به موضوع به صورت یک مساله می باشد تا بتوانیم برای حل مساله راهی پیدا کنیم. حتی می توانیم مسیر خشم و پرخاش را به نفع خود تغییر دهیم مثلاً ورزش برای بزرگسالان ، بازی برای کودکان.
ناکامی برای زندگی افراد ضروری است ، ناکامی موجب قوام شخصیت می شود و آنچه که مهم می باشد این است که با ناکامی روبرو شویم (انکار نکنیم) و راه حل پیدا کنیم یک راه حل منطقی و به دور از هر گونه تنش و رفتارهای اختلالی.
هیچ فردی نیست که در موقعیت های تعارضی قرار نگیرد و با ناکامی روبرو نشود ولی فرد می تواند علت ایجاد تعارض را بیابد و برای رفع آن راه حلی منطقی پیدا کند. درست مانند زندگی
روزمره ما ، نظم طبیعت و اجتماع دستخوش تغییر است و چنانچه بخواهیم به زندگی خود ادامه دهیم باید رفتار منطقی در پیش بگیریم.
و البته در بسیاری از موارد می بینیم که افراد برای حفظ سلامت روانی و حرمت نفس خود از
مکانیزم های دفاعی استفاده می کنند (راهی که افراد برای روبه رو شدن با ناملایمات اخذ
کرده اند) افراد با توجه به نیازشان و نوع مساله موجود و یادگیری خود از مکانیزم های دفاعی
استفاده می کنند ولی باید آگاه بود که استفاده مفرط از این مکانیزم ها جنبه مرضی و عادت روبه رو نشدن با واقعیت را در بر دارد.
برگرفته از روانشناسی عمومی دکتر حمزه گنجی



