رد کردن لینک ها

تغییر عادت‌ها

 

 

 

 

به نظر شما تغییر عادت سخت است؟ شما به ضرب المثل «ترک عادت سخت است» معتقدید؟ آیا شما فکر می‌کنید «ترک عادت» شبیه سفر آپولو به ماه است؟ همانطور که در علم برای رسیدن به هر پیشرفتی باید شیوه‌های قدیمی تفکر و نگرش و برداشت را تغییر داد، برای تغییرات شخصی نیز لازم است برداشت‌ها و شیوه‌ نگرش به زندگی را تغییر دهیم، چرا که تغییر برداشت و نگرش می‌تواند موجب پیشرفت‌های بزرگی در زندگی شخصی و اجتماعی و حرفه‌ای شود.

برداشت‌های ما خواه درست یا نادرست منشا گرایش‌ها و رفتارها و در نتیجه منشا روابط ما با دیگران است. مثلا زمان تاهل برداشت و نگرش ما نسبت به زندگی متفاوت از تجربه‌ی ما در زمان تجرد است و یا زمانی که پدر یا مادر بودن را تجربه می‌کنیم به سبب تغییر نقشی که برای ما ایجاد می‌شود، شیوه‌ نگرش و برداشت ما نیز تغییر خواهد کرد و دیگر آن انسان سابق نخواهیم بود (جز در مواردی‌ که امکان دارد فرد به قالب همان انسانی که سابق بوده برود)

پس اگر خواهان تغییر در روابط خود اعم از شغلی، خانوادگی یا حتی تغییر در خودتان هستید، برداشت خود را تغییر دهید. یعنی شیوه‌ تفکر و نقشه خود را تغییر دهید. به این مثال توجه کنید: روزی با سرعت مجاز در اتوبان، رانندگی می‌کردم که یکباره متوجه سرعت زیاد ماشین پشت سر شدم. نوربالا و صدای بوق ماشینش به شدت من را دستپاچه کرده بود.همزمان که ماشین را به سمت راست می‌کشیدم متوجه شدم که یک شی با سرعت برق مماس با ماشین من رد شد. مدتی طول کشید تا توانستم آرامش خود را بازیابم. من باید به بیمارستانی برای عیادت یکی از اقوام می‌رفتم وقتی جلوی درب بیمارستان رسیدم همان ماشین و همان راننده را دیدم. می‌خواستم با عصبانیت تمام جلو برم و علت کارش را بدانم ولی متوجه آمبولانس و برانکارد و ملحفه سفید شدم! شما چه فکر می‌کنید؟ آیا الان شما وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ من بی‌درنگ آن را جور دیگری دیدم. برداشتم تغییر کرد و حس همدلی و همدردی در من به وجود آمد. حتما شما هم مثل من فکر می‌کنید و دوست داشتید آن جا بودید تا می‌توانستید کمکی به او بکنید. من هم با تمام وجود می‌خواستم کمکی بکنم. پس رفتار من زاییده نگرش و برداشت من بوده است.

من در تمام مدتی که رانندگی می‌کردم در تنش بودم و با خودم فکر می‌کردم که چه طور یک فرد می‌تواند تا این حد بی‌ملاحظه باشد اما ناگهان وضع تغییر کرد و من می‌خواستم صمیمانه به او کمک کنم. به محض تغییر برداشت ما، همه چیز ناگهان تغییر می‌کند.

پس هرگاه دچار مسئله‌ای شدیم به برداشت خود نگاه کنیم شاید بهتر باشد برداشت خود را تغییر دهیم و موضوع را از زاویه‌ای دیگر بنگریم و تفسیر کنیم. برداشتی متفاوت از تفکر معمولی و متداول که به آن عادت کرده‌ایم.

عادت چیست؟

وقتی اصولی را درونی می‌کنیم به طوری که بدانیم چه طور آن را اجرا کنیم و بدانیم چه کاری را انجام دهیم، عادت ایجاد کرده‌ایم.

فرمول عادت=دانش+مهارت+اشتیاق

خیلی اوقات ما دانش را داریم، اشتیاق را هم داریم ولی مهارت به کارگیری دانش را نداریم پس آن عادت نیست و یا گاهی دانش و مهارت را داریم ولی اشتیاق و انگیزه‌ای نداریم. در این صورت هم با عادت رو به رو نیستیم. عادت، نقطه تماس دانش و مهارت و اشتیاق است. عادت‌ها را می‌توان آموخت، آن‌ها را فراموش یا ترک کرد و به جای آن عادت‌های تازه‌ای را جایگزین کرد ولی باید بدانیم که این فرآیند سریع و یکباره رخ نمی‌دهد.

به پرسش ابتدای متن برگردیم، آیا یک عادت، شبیه سفر آپولو به ماه است؟ هنگام سفر آپولو به ماه، فضانوردان ناگزیر بودند از نیروی جاذبه زمین جدا شوند. متخصصان متوجه شدند که بیشترین انرژی و نیرویی که صرف آن پروژه عظیم شد، نیرویی بود که در چند ثانیه نخست به مصرف رسید و این نیرو چند برابر نیروی مصرفی رفت و برگشت بود. این هم مانند شکستن یک عادت است که باید از حوزه قوه جاذبه آن بیرون رفت و بعد انسان احساس آزادی شگفت انگیزی را تجربه می‌کند.

ولی یادمان باشد آن‌ها برای رسیدن به آزادی بهای آن را (که جدا شدن از قوه جاذبه زمین بود) از قبل پرداخت کرده بودند.

با افراد بیشماری برخورد کرده‌ام که برای حل مشکلشان به دنبال راه حل‌های فوری و سریع هستند. من با ارائه راهکارهای فوری برای مدیریت بحران مخالف نیستم ولی اگر مشکل ما مزمن و حاد باشد باید ریشه‌ای درمان شود و معمولا بهای گزافی را باید پرداخت کنیم. همان‌طور که قبلا گفتیم، مجموع مهارت و دانش و اشتیاق، عادت (یا قابلیت تولید) را به وجود می‌آورد و مهم‌ترین دارایی ما قابلیت تولید ماست که باید پیوسته برای بهبود و رشد آن (در رابطه‌هایمان) سرمایه‌گذاری کنیم.

شش اصلی که می‌تواند ما را به نتیجه‌ مطلوب و دلخواه که همان رابطه‌ خوب و سالم است نزدیک کند:

(عادت جدید، بالا بردن قابلیت تولید و بالا بردن کیفیت یک رابطه)

  1. مهربانی‌های کوچک و ساده مثل تشکر، قدردانی، احوالپرسی، تحسین، نزاکت و ادب
  2. صداقت و وفای به عهد، خوش‌قول بودن
  3. صریح گفتن توقعات
  4. وفاداری (بدگویی نکنید)
  5. تمامیت وجود (یعنی عمل کردن به کلام خود و برآوردن انتظارات)
  6. عذرخواهی کردن به هنگام بروز خطا (اشتباه خود را انکار نکنید)

نتیجه: برداشت‌های فرد رفتار او را به وجود می‌آورد و بعد عادت‌ها به وجود می‌آید. (در اکثر رفتارها) فرد می‌تواند با تغییر برداشت و نگرش خود رفتارش را تغییر دهد. می‌توان تمام عادت‌های قدیمی را تغییر داد ولی باید بهایش را بپردازد زیرا یک دستورالعمل فوری و سریع وجود ندارد. به این ترتیب فرد می‌تواند با یادگیری ۶ اصل فوق و عمل به آن به بهبود روابطش کمک کند و در نهایت به اتکای متقابل برسد یعنی تلاش خود را بکند و تلاشش را با همکاری دیگران پیوند دهد و نتیجه بزرگتری را کسب کند.

با الهام از کتاب «هفت عادت مردمان موثر» اثر استفان کاوی

 

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه