نظر فروید در مورد شخصیت
نظر فروید در مورد شخصیت
روانشناسان در تعریف از شخصیت اتفاق نظر ندارند ولی به ویژگیهایی که یک فرد را از افراد دیگر متمایز میکند توجه دارند.
شخصیت، امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد، فراهم میکند.
در تکوین شخصیت دو عامل کلی (زیستی و اجتماعی) نقش دارند. عوامل زیستی ، از بدو تولد در فرد وجود دارد و کودک از طریق ژن آن را دریافت می کند.
عوامل محیطی یا اجتماعی ، نتیجه محیطی است که کودک در آن رشد می کند: خانواده، مدرسه، اطرافیان.
از نظر فروید، شخصیت انسان به مشابه قطعه یخ بسیار بزرگی است که در اقیانوس شناور می باشد و فقط قسمت کوچکی از آن آشکار و در سطح آگاهی است (خودآگاه) و بخش عمده آن زیر آب قرار گرفته و دنیای وسیع خواستها و تمایلات و انگیزه ها و عقاید سرکوب شده ای است که افراد از آن آگاهی ندارند (ناخودآگاه) و در حقیقت بخش ناخودآگاه عامل اصلی رفتار ایشان می باشد.
ساختار شخصیت از نظر فروید:
۱-نهاد (ID)
۲-من (Ego)
۳-من برتر (Super Ego)
۱-نهاد (ID اید) معرف نیروهای عنان گسیخته زیستشناختی
طفل در بدو تولد سراسر اید است نهاد فرایندی است که از مجموعه غرایز اولیه تشکیل میشود. غریزه هایی مثل گرسنگی و تشنگی و دفع طفل را هدایت می کند. آگاهی هوشیارانه ندارد و تابع رفتار ناهوشیار است. نهاد تابع اصل لذت است و با مصرف کردن انرژی از تنش روانی می کاهد و تعادل حیاتی را برقرار میسازد. نهاد همیشه با من و من برتر همراه است و با آنها مهار میشود. اطفال و بزرگسالانی که فقط نهاد آن ها کار می کند دنبال کسب لذت و فرار از درد می باشند.
نهاد برای کاستن یا از بین بردن تنیدگی ها و ناراحتیها دو نوع فعالیت دارد 1- واکنش بازتابی مثل سرفه کردن، عطسه، خمیازه، پا بر زمین کوبیدن. این کنش ها تا حدی می تواند سبب کاهش تنیدگی شود. 2- فرآیند اولیه یا نخستین گام کامیابی یعنی فرد بزرگسال یا طفل می تواند با تصویر سازی نیاز خود را رفع کند مثلا اگر فرد گرسنهای نتواند خود را سیر کند پس او غذا را در نظر خود مجسم می کند.
2- من یا (ایگو Ego) تفکر خردمندانه
“من” هسته اساسی شخصیت است و به اصطلاح “دروازهبان” شخصیت میباشد. ایگو با مقاومت در برابر اصل لذت یا به تعلیق درآوردنش در واقع پیرو اصل واقعیت است. مثال: کودک یاد می گیرد به جای گریه کردن یا پا کوبیدن درخواستش را بگوید در حقیقت این فرآیند ثانویه میباشد که نقطه مقابل فرایند اولیه (که در بالا گفته شد) است.
برنامهریزی، تفکر منطقی توسط این قسمت از شخصیت میباشد.
3-من برتر اصل آرمانی (سوپر ایگو Super Ego)
“نهاد” و “من” جنبه هایی از خود فرد هستند در حالیکه من برتر یا سوپرایگو معرف ارزش های والدین و در تعبیری کلی تر معرف معیار های جامعه است، در واقع من برتر شامل ارزش های اخلاقی و وجدانی هر فرد است که به تدریج در ناخودآگاه ایجاد می شوند و به وسیله پاداش هر تنبیه استوار می گردند. من برتر غیرخردگرا، کمال طلب و آرمانگراست.
نکته: من برتر معرف رفتارهای است که مورد تایید والدین هستند درحالیکه وجدان محصول و معرف رفتارهایی است که والدین آنها را رد کرده اند.
غریزههای زندگی و مرگ
از نظر فروید دو غریزه اصلی در فرد وجود دارد 1- غریزه زندگی (عشق) 2- غریزه مرگ (ویرانگری)
هدف نیروی عشق، ایجاد و حفظ پیوند و وحدت و وصل است و هدف غریزه مرگ، متلاشی ساختن پیوند و انهدام و فصل است.
جالب است که بدانیم کیفیت تعادل یا عدم تعادل شخصیت و وضع روانی هر فرد بستگی به چگونگی مبارزه بین این دو غریزه دارد. اگر این مبارزه متعادل باشد ، زندگی انسان آرام است ولی اگر غریزه زندگی بر مرگ پیروز شود انسان به کمرویی و گوشه نشینی روی می آوردو اگر غریزه مرگ بر زندگی پیروز شود خشونت، پرخاشگری و خرابکاری به وجود می آید و امیال و تمایلات فرد با زجر دادن دیگران ارضا میشود. ( آریانپور 1357) و ریشه این عوامل در کودکی به وجود می آید.
اختلالات روانی Mental Disorders
تعریف: عدم توانایی روان شناختی فرد در مقابله واقع بینانه و موثربا سختی ها و ناملایمات زندگی .
طبقه بندی اختلالات روانی
1-روان نژندی 2- روان پریشی 3- اختلالات روانی-عضوی 4-اختلالات شخصیتی
روان نژندی : افراد مبتلا به این اختلال معمولا مضطرب، ناخشنود و ناراضی از خود و دیگران هستند. نسبت به اعمال خود احساس حقارت و گناه می کنند. آنها می دانند که رفتارشان غیر عادی است ولی نمی توانند آن را تغییر دهند. آنها توهم و هذیان ندارند و رابطه آنها با واقعیت قطع نشده است.
در اکثر این افراد خشم سرکوب شده، احساس حقارت و گناه، ترس و اضطراب به چشم می خورد. آنها احتیاج زیاد به محبت دیگران دارند این علایم می تواند سبب ناسازگاری فرد با جامعه شود.(جان بالبی Bowlby) روان شناس کودک معتقد است محرومیت کودک از مادر در سال های اولیه زندگی می تواند باعث رفتار جامعه ستیز در سال های بعدی زندگی شود و همچنین (کلاین Klein) کژ رفتاری ها را دفاعی علیه اضطراب شدید می داند.
روان نژندی اساس جسمانی شناخته شده ای ندارد. ضربه های هیجانی و عاطفی ناشی از شکست های بزرگ ، بمباران یا ناکامی های تحصیلی، می تواند حالات روان نژندی را به وجود آورد.
انواع اصلی روان نژندی
- نوراستنی Neurasthenia فرد مبتلا هیچگونه عیبی در اعصابش ندارد. بی حوصلگی، نارضایتی، خستگی شدید عصبی و سردرد از نشانه های آن است.
- اضطراب Anxiety تعریف : ( احساس رنج آوری که با یک موقعیت ضربه آمیزکنونی یا با انتظار خطری که به شی نامعین وابسته است.) اضطراب هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی مثل نگرانی، دلشوره، وحشت و ترس بیان می شود.
- وسواس عملی Compulsion زمانی که فرد این عمل را دو یا چند با تکرار می کند و نمی تواند آن را انجام ندهد. وسواس فکری Obsession هر فکر تکراری، ناخوشایند و ناخوانده.
- هیستری Hysteria نوعی آزردگی روانی، فرد دچار اختلالی در بدن میشود بی آنکه ضایعهای در رابطه با آن عضو وجود داشته باشد.
روان پریشی، ناراحتی شدید روانی
افراد مبتلا به این اختلال رفتار های عجیب و غریب و غیر طبیعی دارند. آنها با دنیای واقعی ارتباط ندارند، دچار هذیان و توهم هستند و اختلال در تفکر و تکلم دارند. افراد روان نژندی به مشکلات و بیماری خود آگاهی دارند ولی اینها از اختلالات خود بی خبر هستند و تصورشان بر این است که دیگران آنها را درک نمی کنند.
بیماری های روان پریش:
- اسکیزوفرنی: Schizophernia این بیماری انواع شدید و خفیف دارد.
در نوع خفیف آن فرد برای تسکین رنج و ناراحتی های زندگیش و عدم قبول مسئولیت به دنیای رویا پناهنده می شود و ارتباط خود را با واقعیت قطع می کند و شروع آن در دوران نوجوانی یا آغاز بزرگسالی می باشد.دو گانگی شخصیت و قطع ارتباط با دنیای اطراف و گریز از واقعیت و در خود فرو رفتن از نشانه های این اختلال می باشد.
- مانیک- دپرسیو یا جنون ادواریManic- Depressive
در این اختلال دورههایی از خوشحالی و افسردگی عمیق دیده می شود فرد در یک دوره ای با خلق بالا، انرژی زیاد، پر حرفی و پرش افکار و دوره ای دیگر افسردگی، بی اشتهایی، انژی کم و فعالیت کم را تجربه می کند. در دوره ای که انرژی زیاد دارد اگر این انرژی در راه درست به کار گرفته نشود امکان ضرب و جرح و یا حتی اقدام به قتل دیده می شود ولی در دوره افسردگی که با غم و اضطراب همراه است کمتر مرتکب جرم می شود ولی امکان خودکشی است.
اختلالات روانی- عضوی
این اختلالات اساسی عضوی و ارگانیکی دارند و در نتیجه آسیب های مغزی به وجود می آید.
- دمانس Dementia زوال شدید عقل به علت بیماری، دمانس می گویند . افراد مبتلا به این اختلال به علت زوال عقلی دچار عدم قضاوت صحیح می شوند و همین عامل میتواند موجب بروز کژ رفتاری شود. عوامل دیگری مثل اضطراب، بد بینی و عدم اطمینان به دیگران زمینه خشونت و رفتار های خشونت آمیز را برای این افراد را فراهم میکند.
- آلزایمر Alzheimer این بیماری به تدریج آغاز می شود و در سه مرحله رخ می دهد. 1- فراموشی های سبک 2- از دست دادن حافظه 3-دگردیسی شخصیت و آشفتگی همراه با توهم و هذیان. این بیماری مخصوص دوران پیری و احتمالا بر اساس یک عامل ایجاد نمی شود ترکیبی از عوامل مختلف می باشد. با گذشت زمان دستگاه عصبی رو به وخامت بیشتری می رود، خواب آنها دچار آشفتگی می شود، رعایت بهداشت و نظافت برای آنها مشکل می شود، رفتار های غیر قابل کنترل مثل جیغ کشیدن، پرخاشگری و خوداری از خوردن و نوشیدن آشکار می شود.
- صرع Epilepsy ناهنجاری عصبی بر اثر اختلال مزمن و مکرر در فعالیت های الکتریکی طبیعی مغز پیش می آید. فرد دچار بیهوشی می شود ، تغییر موقت در حرکات جسمی و احساسات او به وجود می آید. با حمله و غش، اختلال در حافظه و اختلالات جسمی همراه است که موجب حالات تهاجمی و پرخاشگری در فرد میشود البته به شدت بیماری در فرد بستگی دارد.
اختلالات شخصیت Personality Disorders
مشهورترین اختلالات شخصیت 1- پارانوئیدی 2- نمایشی 3- خودشیفته 4- مرزی 5- ضد اجتماعی میباشد.
- اختلال شخصیتی پارانوئیدی Paranoid
افرادی که دارای این احتلال هستند به شدت بدگمان، کینه جو، خشمگین، خود بزرگ بین و متنفر هستند. خیال می کنند دیگران برای از بین بردن آنها توطئه می چینند، احساس می کنند که با آنها بد رفتاری شده و رفتار دیگران را سوء تعبیر می کنند.ولی آنها نسبت به همکاران و رئیس اداره خوب هستند و شغل خود را حفظ می کنند. به این افراد شخصیت جور و ستم نیز می گویند زیرا به زن و بچه و زیر دستان خود زور می گویند.
مطالعات نشان می دهد که بیشتر اینها دارای پدر و مادری هستند که یکی از آن ها دارای رفتاری سلطه گر و تحکم آمیز و دیگری بردبار، فروتن، بی اراده و تکانشی می باشد – این باعث الگو گیری فرزندان می شود و نوعی طردشدگی در آنها به وجود می آورد.
- اختلال شخصیت نمایشی (hysterical P.D)
این افراد دارای شخصیت نمایشی هستند – نیاز شدید به حمایت دیگران، دوست داشته شدن دارند- نیاز دارند تا خود را مطلوب و دلخواه ببینند – مشکلاتشان را انکار می کنند. مهمترین ویژگی این اختلال جلب توجه است و برای این کار دست به کار های عجیب می زنند. مثلا ظاهر عجیب و غریب که البته همانطور که می دانیم این فقط مخصوص خانم ها نیست در آقایان نیز به همان میزان دیده میشود.
اقدام به خودکشی های نمایشی و حملات غش و ضعف در برابر ناکامی ها در این افراد دیده می شود منظور آنها از خودکشی ایجاد احساس گناه در اطرافیان است نه قصد مرگ.
- اختلال شخصیت خود شیفته narcissistic
افرادی با این اختلال معمولا افرادی جاه طلب هستند که آرزوی شهرت دارند ولی تحمل انتقاد ندارند آنها خود را بدون جهت بزرگ می دانند ، اگر دیگران از آنها انتقاد کنند خشمگین می شوند به طور کلی نسبت به ارزیابی دیکران از خودشان حساس هستند. هیچ محبتی به دیگران ندارند و فقط از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفشان استفاده می کنند. آنها افراد را به دلیل داشتن صفات شایسته انتخاب می کنند تا بتوانند آنها را به رخ دیگران بکشند. آنها نیازهای اطرافیان خود، حتی همسر خود را برآورده نمیکنند ولی اگر خواستههای آنها عملی نشود، شخص به منفور ترین و پست ترین فرد عالم تبدیل می شود.
- اختلال شخصیت مرزی BorderLine
شخصیت این افراد دارای بی ثباتی در خلق و روابط بین شخصی است همچنین آنها در تصویری که از خود دارند بی ثبات می باشند. از نظر عاطفی بی ثبات هستند و امکان دارد دچار خشم های مهار نشدنی و کاملا غیر عادی شوند لحظه به لحظه از تصویری که برای او ارزشمند است به تصویری که بی ارزش کامل است می رسد.
بیمار به الکل و مواد مخدر روی میآورد، برخلاف جامعه ستیزان آسیب زدن و ضرر به خود در این افراد شیوع بیشتری دارد.
- اختلال شخصیت ضد اجتماعی Sociopathy
یا جامعه ستیزی، این افراد به هنجار های اجتماعی بی اعتنا هستند- جامعه ستیزان نه سالم اند نه بیمار روانی، اینان در سازگاری اجتماعی ناتوانند. ترمز های اخلاقی ندارند این افراد معمولا با مراجع قدرت درگیر می شوند.ازدواج های مکرر می کنند و در روابط کاری خود مشکل دارند. به دلیل ضعف اراده به آسانی گرفتار مواد مخدر و الکل می شوند. بالبی روانشناس کودک معتقد است که محرومیت کورک از مادر در سال های اولیه زندگی می تواند باعث رفتار جامعه ستیزی در سال های بعد شود.