رد کردن لینک ها

کشف هویت واقعی

photo_2016-12-25_19-58-26

هویت یعنی شناخت و توسعهٔ توانایی‌های فردی که منحصر به خود فرد است. جستجوی هویت خویشتن از همان کودکی شروع می‌شود و در نوجوانی و بلوغ بیشتر خود را نشان می‌دهد و در جوانی به اوج خود می‌رسد. در صورتی که عوامل فرهنگی و محیطی (خانواده) شرایط مناسب را فراهم نماید و خود فرد نیز در پی هویت خود (شناخت توانایی و توسعه آن) باشد می‌توان گفت که با فردی سالم، آرام و موفق روبه‌رو شده‌ایم.

عاملی که باعث می‌شود هویت فرد مشخص شود عملکرد بدون سانسور او و القائات و برچسب‌ها و والدها (بد است، خوب است) است که باعث می‌شود فرد استعدادهای واقعی خود را نشناسد و گمراه شود.

با داشتن اهداف و برنامه، انگیزه و شرایط تقریبا مناسب محیطی به هویت واقعی می‌رسیم.

گاهی افراد اعلام می‌کنند که نتوانسته‌اند هویت حقیقی خود را پیدا یا متجلی کنند و عوامل عدم کامیابی خود را اینگونه مطرح می‌نمایند. شرایط مالی خانوادگی و اجتماعی، سنی یا دیر یا زود ازدواج کردن یا به من اجازه نداد تا رشد کنم و …

اینگونه افراد دائما به حال افراد کامیاب و موفق قبطه می‌خورند و در حسرتند.

مثال: گاهی با افراد مرفه، مدیر، پزشک، تحصیل‌کرده و … روبه‌رو می‌شویم که با ظاهر افراد موفقی‌اند اما از آرامش و رضایت‌مندی برخوردار نیستند.

اینان کسانی هستدن که یا هویت خود را پیدا نکرده‌اند یا در پی هویت‌های کاذب که دیگران به آن‌ها القاء کرده‌اند رفته‌ و در پی نیازها و استعدادهای درونی خودشان نبوده‌اند.

غفلت فرد، نداشتن راهنما یا ارهنمایی‌های غلط و ارزش‌های جامعه ممکن است باعث شود توانایی و استعدادهای (هویت) خود را نشناسیم.

اگر بدانیم چه توانایی‌ و استعدادهایی داریم به هویت خود پی می‌بریم.

هویت هر فرد بسته به شرایط متفاوت زندگی می‌تواند تغییر کند و ثابت نباشد. استعدادهای انسان در اوج نیازها متجلی می‌شود و به نقطهٔ اوج می‌رسد. هرچه آگاهی انسان بالاتر رود شرایط برای پیدا شدن هویت محیاتر است. این انسان قدرت تطبیق و انطباق و مدیریت برخورد بر محیط بیشتر خواهد داشت هر چه آگاهی بیشتر شود قدرت اختیار افزایش می‌یابد و فرد به دنیال ایجاد تحول و کشف نیروها و استعدادها درونی بیشتر خواهد شد.

عوامل دیگر شکل گیری هویت:

  1. وراثت (انتقال صفات به وسیله ژن)
  2. فیزیک افراد
  3. بیولوژی
  4. آموخته‌های محیطی

برای پیدا کردن هویت واقعی باید در ابتدا فکر کنم من که هستم؟

اسم، جنس، سن و خصوصیات فردی.

بعد چه مسئولیت‌هایی، موقعیت‌ها، چه توانایی‌ها و ناتوانی‌هایی دارم.

در چه ابعادی موفق بوده و در چه ابعادی ناموفقم.

چه استعدادهای بالقوه و بالفعلی دارم.

چه آگاهی‌ها و مهارت‌ها یا اطلاعاتی دارم.

چه میزان کارکرد منفی و کارکرد مثبت دارم.

چه علایق و گرایش‌هایی دارم و چه ارزش‌ها و ضد ارزش‌هایی دارم.

چه مواردی در آرامش و امنیت و توسعه نیروهایم موثر است و چه مواردی باعث تنش و استرس و اضطراب من می‌شود و بدانم که انسان دارای قدرت‌های بسیار و لایتناهی است و بدانیم که خلیقه خداوند مانند خداوند دارای قدرت لایتناهی و بی‌انتهاست.

پروفسور حسابی می‌گوید: در دل هر فرد ذره‌ای بی‌نهایت است. هیچ فرقی بین آدم‌ها، پروفسور، کاشف، مخترع، هنرمند، سیاستمداران و … موفق با ما نیست. فقط تنها تفاوت در پیدا کردن هویت و راسخ بودن توسعه استعدادهاست.

انسان بالفطره دارای انرژی و پتانسیل‌هایی است که باید آن‌ها را آزاد نماید.

آن‌چه بخواهی و اراده کنی اگر با اعماق وجود و از روی شناخت واقعی باشد حتما به دست خواهید آورد.

نحوه شناختی و القائات که ما از خودمان داریم، یا به ما داده‌اند یا ما به دیگران می‌دهیم هویت ما را می‌سازد.

نکته مهم:

لطفا کمک کنید تا جوانان هویت واقعی خود را بشناسند. موفقیت آن‌ها را در لابه‌لای آمال و آرزوهای گم‌شده خود نبینیم.

بدانیم که شاید آن‌ها در اسرار و اهداف تاکید شده ما موفق شوند اما شاید به امنیت و آرامش نرسیده یا حتی از مسیر واقعی دور شوند و یا به افرادی تک بعدی تبدیل شوند.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه